تبليغاتX
دست های خودم
دست های خودم

چرندیات هفته گی


باز هم یک نوشته ی ادبی

 

 

پرتونادری، شاعر عصیان و آزادی

 

رییس جمهور چهار استخوان شده است

بیچاره چه می تواند بکند!

هرساله قره قولی تازه یی برسرش می گذارند

گناه او نیست

آب در جوی جاری نمی شود

...

پرتو نادری فرزند عبدالقیوم پرتو به سال 1331خورشیدی در دهکده ی جرشاه بابا مربوط ولسوالی کشم ولایت بدخشان چشم به هستی گذاشت. او دوره های ابتدایی و میانه را در زادگاه خویش  تمام کرد، پس از آن به کابل آمد و دوره ی لیسه را در دارلمعلمین اساسی کابل با نمرات بلند پایان رسانید. چنان که او توانست امتیاز اشتراک در امتحان ورودی دانشگاه را به دست آورد. که در نتیجه به سال 1350 خورشیدی به دانشکده ی ساینس دانشگاه کابل راه یافت و در سال 1354خورشیدی از از رشته ی زیست شناسی(بیولوژی) این دانشکده دانش نامه ی لیسانس به دست آورد. در همان سال های تحصیل که روزهایش طعم تیزاب و بوی القلی می داد، شعر دست مهربانش را سوی او دراز کرد. و باغ های ناکرانمندی را در برابر دیدگانش افراشت، آنسان که شاعر گاهی دستانش را هم در سردابه ی تیزاب فراموش می کرد. نخستین شعر او در مجله ی ژوندون انتشار یافت و اولین جایزه ی ادبی اش را از کارهای ادبی در روز خجسته مادر به دست آورد؛ شاعر در آن زمان در صنف چهارم دانشکده علوم طبیعی درس می خواند.  اما این اوج  ها و موج های آغازین مصادف با  روزگار دشواری بود که بر مردم و میهن خویش تحمیل می شد. با تجاوز شوروی به افغانستان دور تازه ای از بستن و بردن ها آغاز گردید و پرتونادری نیز به اتهام ضدیت با رژیم از طرف پولیس مخفی (خاد) بازداشت شد و به زندان افتاد.  اما زندان با تمام تنگناهایش مجال دیگری و روزنه ی دیگری بود تا پرتو آگاهانه تر از هر وقت دیگر با زمان و زمانه دست و پنجه نرم نماید. حاصل این کار حبسیه های بلندی است که در نخستین مجموعه های شاعر به چاپ رسیده اند. پرتو کار شاعری را با چارپاره شروع کرد و با تجربه های وزین و درخشان در قالب های کلاسیک  به شعر نیمایی رسید، در این قالب از خود توانایی های  به نمایش گذاشت. تا این که به فضاهای ناکرانمند و آبی  سپید راه یافت و ماندگارترین اشعارش را در این قالب پدید آورد آنسان که امروز از برجسته ترین سپید سرایان ادبیات معاصر ما به حساب می آید  و هویت شعرش چنان با سپید پیوند خورده است که انگار درهیچ قالب دیگر غیر از سپید شعر نه سروده است." به نظر من پرتو با همین"شعرهای منثور" خود با قامتی برازنده آغاز شد. شعرهای او در اوزان نیمایی جز پیرنگ  و گاه فتوکاپی  بیرنگی از شعرهای باختری نبودند." تصویر بزرگ آیینه کوچک" پرتو را در قامت ویژه به جامعه ی فرهنگی ما معرفی کرد. ارزش مجموعه ی" آنسوی موج های بنفش"  بیشترینه در شعرهای منثور آن نهفته است...."(1) پرتو نادری با شعر و رسالت شاعر پیوند دقیق و راستین دارد  و امر تعهد و التزام را در کار آفرینشی حتمی می شمارد. او خود در رابطه به شعرهای خودش چنین دیدگاه دارد:" شعرهایم از نظر محتوا با رویداد ها واقعیت های اجتماعی – سیاسی کشور پیوند دارد که گاهی بیشتر سیاسی شده اند. واقعیت ها در شعرهای من بیان غیر مستقیم دارند. من همه چیز را، جامعه را، جامعه را، درد را، گرسنگی را، عشق را و خلاصه زندگی را، با همه جلوه های آن از پشت روزنه ی عواطف خود دیده ام و بر بنیاد تجربه های خود بیان کرده ام."(2) پرتو نادری  همان گونه می دانیم، شاعریست پرخاشگر و معترض و هیچ صدایی به موازات اوج های عصیان و ایستاده گی او نمی تواند نزدیک شود. پرتو نادری شاعری مردمی است؛ آن گونه که میان شعراو، شخصیت او و روزگار او مرزی وجود ندارد، ویژه گی منحصر به فردی که درشاعران متظاهر و متفنن روزگار ما کم تر دیده می شود. بودند و هستند شاعران که دل و دهان شان از سفره ی سلطانی کنده نمی شود؛ اما زبان چنان می گشایند که گویی سر از پشت هفت خوان درآورده  باشند، بودند و هستند شاعران که در برج های عاج نامردی غنوده اند و خود را در خیال برخط مقدم جبهه می پندارند. اما پرتو نادری بی باک ترین شاعر روزگار ماست، او در حضور سرنیزه و ساتور بلند بلند، از عدالت دریغ شده از خویش سخن می گوید ، از عدالت دریغ شده از مردم و ملت خویش و بی مهابا انگشت اعتراض و انتقاد را بر زمین و زمانه نشانه می گیرد. او سیمای توطیه و ترفند را خوب شناخته است و سکوت و بی تفاوتی را گناه نابخشودنی می داند، او با شعرش همه را به فریاد فرا می خواند؛ تا زمین زیر پای توطیه به لرزه درآید. پرتو لحظه های سربی تیرباران را آن قدر تجربه کرده است که دیگر از هیچ رگباری نمی هراسد، او سوگ نامه های زیادی برای تاکستان های سوخته ی تاریخش نوشت؛ تا قفلی باشند بر درگاه خاکستر، آن سوی موج های بنفش جای مطلوبی برای شاعر نبود؛ زیرا در رگ های او آروزهای در بند کشیده ی ملتی جریان داشت. او بارها تصویر بزرگ خویش را در آیینه های کوچک یافت اما صبور ماند که شاید روزگاری آیینه ها ی کوچک برای نشان دادن تصویرهای بزرگ وسعت یابند؛ اما این آروز نیز مانند آروزهای دیگر آرزو ماند. اینک گریه ی صد قرن در گلوی خویش را با دهان خون آلود آزادی نعره می زند. پرتو نادری جدا از آفرینش در حوزه ی شعر، آثاری پژوهشی نیز تألیف کرده است و مقالات فراوان نیز از او در نشریات داخلی و خارجی تاکنون به چاپ رسیده است، او همچنان در تعدادی از کفنرانس ها، همایش ها و نشست های ادبی - فرهنگی در سطح منطقه و جهان شرکت ورزیده است  و شعری های پرتو نادری به زبان های انگلیسی، جرمنی، فرانسوی، ایتالیایی و... برگردان شده اند و اززند گی و کارهای ادبی پرتو نبشته های زیادی در رسانه های منطقه و کشور های غربی انتشار یافته است.

 

سکوت

 

در بامدادی این گونه تاریک

زبانم را بریده اند

وحنجره ام را تیرباران کرده اند

من خاموشی سنگینم را

در پس کوچه های هول و اضطراب

                                           طبل می زنم؛

و این صدا که از آن سوی سرزمین های حادثه می آید،

آواز من است

 که ذهن سنگ بسته ی تاریخ را

آبستن ماجراهای تازه می کند

و این صدا که از آن سوی سرزمین های حادثه،

خاموشی من است

که رودخانه ی فریاد را

                            از طوفان پلی زده است

باد می وزد

              باد می وزد

شاید هزار و یک سال دیگر

فاتحان جویبارهای چرکین

در بامدادی این گونه تاریک

کشتی پندار های کوچک خود را

                                        بادبان افرازند.(3)

 

  

کتاب های شعر:

1- قفلی بر درگاه خاکستر، انجمن نویسندگان افغانستان

2- سوگ نامه ی برای تاک، انجمن نویسندگان افغانستان

3- آن سوی موج های بنفش، انتشارات میوند، پشاور

4- تصویر بزرگ آیینه کوچک، مرکز نشراتی آرش، پشاور

5- لحظه های سربی تیرباران، انتشارات میوند، کابل

6- دهان خون آلود آزادی، بنیاد انتشاراتی عرفان، ایران

7- و گریه صد قرن در گلو دارم، انتشارات میوند، کابل

 

سایر آثار:

1- عبوری از دریا و شبنم، پژوهش ها و نقد های ادبی، بنیاد نشراتی احمد، کابل

2- از بلخ تا قونیه، پژوهش در پیوند با زندگی و تحول شخصیت مولانا

3- از واژه های اشک تا قطره های شعر، گفتگو در باره ی شعر معاصر افغانستان، نشر شده توسط کانون فرهنگی افغان ها در هامبورگ

4- رو به رو با واصف باختری، گفتگو در رابطه به شخصیت و شعرهای استاد باختری

5- پیش درآمدی بر طنز نویسی فارسی دری در افغانستان

6- یک آیینه و چند تصویر، نقد و پژوهش های ادبی

 

 

پانوشت:

1- مروری بر ادبیات معاصر دری، عبدالقیوم قویم، مطبعه ی فجر، چاپ نخست1385خورشیدی، ص132

2- از واژه های اشک تا قطره های شعر گفتگو با پرتو نادری، ص47

3- دهان خون آلود آزادی، پرتو نادری، محمد ابراهیم شریعتی افغانستانی، چاپ نخست 1384 خورشیدی، صص75-76

 

 

جمعه یازدهم بهمن 1387 توسط محمد یاسین نگاه |




yasinnegah@yahoo.com

دهکده ی مهتابی(مهرداد)
شيده مبتكر
باور(عالمی)
امان ‍‍‍‍پویامک
سورنا
عباس فراسو
کاوه جبران
بهاره
بهزاد حارث
شبنم
ذکی فاضل
حسیب شریفی(لطفن با شریفی آشنا شوید)
زیوری ویژه
ساغر
منیژه باختری
ّپروانه
ندا
اندرباب مفتیزم
شفیق سحر(شاید بروم...)
کاشانه ی نویسندگان
شهیر داریوش عزیز
مریم سادات حسینی
صبور صهیب( مردی از دیار نزدیک)
هادی هزاره(قهوه)
زبیر هجران( چتر کاهی پاییز)
گیتا محمدی
سید ضیأ قاسمی( یمگان)
واسع سها( قهوه)
اسرافیل(فرزند گناه)
خانه ی شعر کوتاه افغانستان
مثل شب
کلوپاترا(یسنا)
اپروند(زهره نجوا)
سمیع شریفی(نسیم معطر)
بتول محمدی( طلسم معجزت)
اروند
برزگر(همرنگ پامیر)
نالان عزیز(ناله ها)
مهرگان
فریور(شنا در آبی)
رهنورد زریاب
مسعود حسن زاده
فریبا حیدری
نورالعین
مریم شهرتاش
علیرضا عسگری-ایران-
sms

مينو به روايت دوم

RSS 2.0

Weblog Theme By Blog Skin